قالب وبلاگ
لینک های مفید

مقاله ی زیر در مورد ریشه ی نام شهر ساری هست که بخش اعظمش حاصل پژوهش های استاد اسداله عمادی است :
ابن‌اسفنديار، پدر تاريخ نويسان مازندران درباره‌ي بنياد ساري مي‌نويسد:(( فرخان بزرگ پادشاه طبرستان بود. باو را كه از مشهوران درگاه بود فرمود تا آن جا كه ده اوهر است شهري بنياد نهند براي بلندي آن موضع و بسياري چشمه‌هاي آب نزهت جایگاه. مردم اوهر باو را رشوت دادند تا ترك آن واقعه كرد و اين جا كه امروز ساري است، بنياد نهاد. چون عمارت تمام شد ، شاه بيامد تا مطالعه‌ي شهر كند، معلوم شد كه باو خيانت كرده، محبوس فرمود و...))


بعد‌ها ظهير‌الدين مرعشي در كتاب « تاريخ طبرستان و رويان و مازندران » به روايت اين‌اسفنديار ، شكلي افسانه‌اي داد و نوشت كه فرخان بزرگ شهر ساري را به نام فرزندش، سارويه ساخته است. در سده‌ي كنوني اين روايت افسانه اي كم و بيش پذيرفته شد . اكنون بسياري بر اين گمان‌اند كه نام ساري بر گرفته از نام سارويه است. عده‌اي ديگر نام ساري را برگرفته از نام سائورو مي‌دانند.


اشپيگل شرق شناس آلماني از دو قوم نام مي‌برد كه در زمان هجوم آريايي‌ها در اطراف ساري زندگي مي‌كردند. او مي نويسد :« دو طايفه در نواحي ساري كنوني و شهر قديمي (( اسر مظ)) سكني داشتند كه دسته‌ي اول به نام سائورو و د سته‌اي ديگر زائيریخا نام دارند». اشپيگل از دو قوم ياد مي‌كند و به ريشه‌ي ساري نمي‌پردازد. اسماعيل مهجوري، نويسنده‌ي ((تاريخ مازندران)) به درستي چنين ادعا و چنين نسبتی به ساری توسط اشپيگل را رد مي كند.
سائورو « ديو آشوب، دزدي و شهرياري بد است. به موجب ونديداد يكي از ديوان است كه با جمعي ديگر از ديو‌ها نام‌شان يك جا آمده است»


ديو‌ها در مازندران ، شخصيتي فرا زميني ندارند حني نام بعضي از آبادي‌ ها مثل ديو‌كلا ( در آمل) و ديو‌كتي ( در ساري) با واژ‌ه‌ي ديو ساخته شد، اما اين كه نام ساري را برگرفته از نام ديو آشوب و دزدي بدانيم ، وهم و گمان بيش نيست ، شبيه همان پنداري كه دكتر صادق‌كيا و گروهي ديگر را بر آن داشته است نام مازندران را، دگرگون شده‌ي مه ايندران، سرزمين ديو اينداري بزرگ بدانند.


رابينو مي نويسد: «بعضي گفته‌اند ، اين همان محلي است كه به فنا كه موسوم بوده. بهضي ديگر آن را زادراكرتا مي‌دانند و برخي هم معتقدند كه نام شهر مزبور سيرينكس بوده است»
در يكي از نقشه‌هاي شرقي فلات ايران که در سال 1618 در اروپا منتشر شد، فاناكا از جمله شهر‌هايي است كه در حوزه‌ي مارد و در كنار رود هراز قرار دارد..
در پژوهشي ديگر، ماركوارت، دانشمند آلماني در كتاب ايران شهر، ساري را دگرگون شده ي كلمه‌ي ساروي و شكل قديمي‌ تر آن زا سارئك يا سربوك می داند و نمونه‌هاي آن را در اصفهان (قلعه‌ي ساروق يا ساري)، همدان (قلعه‌ي سارو) و ديگر جاها ياد‌آور مي‌شود. حسين اسلامي در مقدمه‌ي كتاب «دانشوران ساري» شهر ساري را همان زاد‌راكرتا ، به معني شهر زرتشت و يا تركيبي از زا + درا+ كر ت به معني شهري در كنار دريا مي‌داند. حجازي كتاري بر اين باور است كه« ساري  از دو جزء (سا)، و(آري ) ساخته شده است. جزء (سا )، از مصدر (ساي) باستاني و به معني آسودن و جزء (آري ) يا (آريه) به معني ايران يا آريايي مي‌باشد. ».


در گمانه زني ديگر ، پي تر ودلاواله كه در زمان شاه عباس دوم به ايران سفر كرده و يكي از زيباترين سفر‌نامه‌‌ها را نوشته است، واژه‌‌ي اري را به معناي زرد مي داند و مي نويسد كه « شايد علتش فراواني در ختان پرتقال و مركبات متنوع باشد»
چند سده بعد، آلكساندر خود‌زكو كه در زمان فتحعلي‌شاه به ايران سفر كرده است، در كتاب‌ ((ترانه‌‌هاي محلي ساكنان كرانه‌هاي جنوبي خزر)) مي‌نويسد : « با بررسي آثار جغرافيیدان بزرگ يوناني ، اوزلي احتمال مي دهد كه  واژه‌‌ي ساري بايد از واژه‌ي ((زاريا)) به معني زرد – سبز طلايي بدست آمده باشد»


نويسنده‌ي اين نوشتار نيز با اين ديدگاه موافق است. در كتاب «پارسي و پارتي ميانه» اثر« مري بويس» واژه        به معني زرين و طلايي آمده Zrryn و در « واژه‌نامه‌ي شايست و ناشايست» واژه‌ي اوستايي zaranya


است.از گذشته های   دور درختان نارنج و ليمو و گل‌هاي زرد تي‌تي‌كاك و نرگس تمام شهر ر ا چون حريري زرد رنگ مي‌پوشاندند. پس اين معنا با ويژگي‌ جغرافيايي شهر هم خواني دارد.


اگر ديدگاه فوق را بپذيريم بايد با ديدگاه دانويل همراه شويم كه زادراكرتا، يوناني شده‌ي شهر ساري است و بر خلاف ديدگاه پژوهشگران كنوني ، با استر‌آباد (گرگان كنوني ) فرق دارد


گفتيم كه زادركراتا، يوناني شده ي ساري است؛ پس به احتمال ، نام ساري، زارياگرد بود كه معنی زردآباد را


زيرا گرد‌ (سياوش‌گرد) و (داراب گرد) مثل كلاي مازندراني مي‌رساند


( داراب‌ كلا، رستم كلا)  معني آبادي و شهر را مي‌رساند. داده‌هاي تاريخي نيز با اين واقعيت هم‌ خواني دارند.


آريان مي‌گويد: «اسكندر وقتي به گرگان مي‌رفت ، قشون خود را سه قسمت كرد:
قسمني را كه از همه زياد تر و سبك اسلحه بود، با خود برداشت . قسمت ديگر را با كراتر به مملكت تپوري‌ ها فرستاد و قسمت سوم به سرداري اریگيوس مامور بود با باروبنه از عقب اسكندر حركت كند.
پس از اين كه اسكندر از معابر گذشته وارد گرگان شد، به طرف زاد‌راكرتا رفت.در اين جا كراتر به او رسيد و اتفرارات ، والي تپورستان و نمايندگان يوناني‌هاي اجير شده هم با اين‌ها آمده بودند. اسكندر، والي تپورستان را به ايالت خود ابقا داشت»
مسير جغرافيايي اسكندر و كراتر به احتمال چنين بود:


با عبور از همدان به ري رسيدند و شاهراه پارت – مد را ادامه دادند. در ابتداي سمنان كنوني از هم جدا شدند. به روايت تاريخ نويسان يونان و رم باستان ، اسكندر از صحرايي عبور كرد كه زراعت نمي‌شد. پس لشكريان اسكندر از كناره‌ي‌ كوير به سوي دامغان كنوني تاختند. ابتدا به عقب مانده‌هاي لشكر بسوس، والي باختر رسيدند – بعد، در كنار چشمه‌اي با دارا روبه‌رو شدند كه به دست نيرو هاي خودي، چندين زخم برداشته بود در حال جان‌كندن بود.پيرنيا مي نويسد كه مقدو ني‌ها داريوش را «در طرف جنوب شرقي سفيدكوه كه‌ آب ها‌ يش به دهات قومس مي‌ريزد، يعني تقريباً در شمال حاجي‌آباد كنوني يافته‌اند»
به روايت تاريخ، اسكندر چند روزي در كنار چشمه‌اي پر آب اقامت كرده از راه كوهستان به قلمرو ورگانا (= گرگان- هركاني) پا گذاشت..


به روايت كنت كورث، مسير اسكندر پويده از جنگل انبوه بود..
داده هاي تاريخي فوق ما را به اين واقعيت نزديك مي‌كنند كه اسكندر از دامغان به طرف چشمه‌ علي كنوني پيچيد. در اين جا دو راه را مي توانست در پيش‌بگيرد. هر دو راه از چهار دانگه‌ي هزار جريب مي گذرد. نخست راه چشمه‌ علي فولاد محله كياسر – ساري كه در سده‌هاي پسين نيز يكي از گذرگاه‌هاي مهم تپرستان بود.
كراتر نيز براي رسيدن به منطقه‌ي‌ تپورها دو راه در پيش داشت:


نخست شهميرزاد- چاشم – گوگلي، يعني راه هيكو- پريم- ساري كه در گذشته كليد فتح تبررستان و به راه كوهستان معروف بود. و به گمان اعتماد السلطنه، كراتر از راه نخست خود را به زادراكرتا رساند
اسكندر با گذر از معابر و گذر‌گاه‌هاي جنگلي به قلمرو گرگاني‌ها رسيد .در گذشته مورخان يونان و رم باستان، بخش شرقي جلگه‌ي ساري را قلمرو گرگاني‌‌ها مي‌دانستند- حتي گاه فلمرو‌ تپوري‌ها را نيز به آن مي افزودند. راه چشمه‌علي – كياسر ، يك‌راست او را به زادكرتا مي رساند- و اگر از راه چشمه علي گلوگاه مي گذشت، بايست به سمت چپ مي‌پيچيد تا به اين شهر مي رسيد . علت هجوم و تسخير زادراكرتا ، نگراني از سرنوشت كراتر بود كه مي‌بايست از قلمرو تپور‌ها، و در گستره‌اي از آمل تا سپيدرود (آماروس يوناني) زندگي مي‌كردند..


وباز در منابع تاريخي مي‌خوانيم كه نبر زن ، از توطئه گران عليه داريوش سوم به گرگان گريخته بود، بعد از فتح زاد‌راكرتا و سركوبي‌ آماردها ، براي شفاعت به نزد اسكندر مي‌آيد پس، شهر گرگان هنوز تسخير نشده بود و اسكندر بعد از فتح زادكرتا و سركوبي آماردها به شهر گرگان و از آن جا به سمت باختر مي‌رود.
مجموعه‌ي نشانه‌‌هاي فوق به ما كمك مي‌كنند تا شهر زادراكرتا را برابر با ساری و اين واژه را، يوناني شده‌ي زارياگرد (شهر زرد – طلايي) بدانيم..


موضوعات مرتبط: معرفی شهرستان ساری، تاریخچه شهرستان ساری
[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 21:5 ] [ ساروی ]

 به طور دقیق تاریخ به وجود آمدن ساری را نمی‌توان تشخیص داد زیرا در کهن‌ترین آثار مربوط به ماقبل تاریخ نوین جهان نیز نام آن بوده است ولی قدر مسلم آنکه بدون هیچ تردیدی نظام شهری آن به بیش از ۲۵۰۰ سال می‌ رسد. بر اساس شاهنامه فردوسی توسعه بنای آن را به اسپهبد طوس پور نوذر به دلیل به جا گذاردن یادگار پدرانش (منوچهر، ایرج، فریدون) نسبت می دهند، و بر اساس روایت تاریخ نویسان یونانی در زمان هخامنشیان پایتخت تمدن هیرکانیا و به نام زادراکارتا بوده است ( منابع ایرانی در جنگ ها از بین رفته اند ). پس از حمله اسکندر مقدونی آن شهر در آتش با خاکستر یکسان گردید (این اقدام اسکندر به واضح نشان از وجود تمدن پیشرفته آن زمان در آن شهر را می دهد) و طبق سیاست های اسکندر مقدونی شهری جدید در کنار آن ساخته گشت و نام آن را تمبراکس (سیرینکس) که نام یکی از سرداران سپاه اسکندر بود نهادند. شایان ذکر است که بنای آن شهر حدود ۱۲ کیلومتر با بنای شهر کنونی ساری فاصله داشت و در نزدیکی روستای اسرم کنونی ساخته گشته بود. بر اساس تحقیقات باستان شناسان در زمان ساسانیان تمدنی بزرگ در این ناحیه بوده است. چنانکه در زمان احداث خط راه آهن و حفاری های مربوط به آن کوزه ها و سفالهای مربوط آن زمان بدست آمد.
براساس برخی مستندات تاریخی فرخان بزرگ در سال ۵۶ ه.ق. ساری را که برای مدت زمان طولانی مورد توجه واقع نگردیده بود را به کلی مرمت و بازسازی کرد بطوری که حتی بنای ساری را به وی نسبت می‌دهند. مدتی پسر فرخان حاکم ساری بود و پس از آن بدلیل تهاجمات دشمنان فرخان بزرگ، وی این دیار مرکز حکومت خویش نهاد. تا قرن دوم هجری دین مردمان آن زرتشتی بود و در آن سال ها سپاه خلیفه عباسی توانست به ساری حمله کرده و بدین جهت مردم را مسلمان نمایند ولی پس از رفتن آنها بدلیل ظلم و ستم خلیفه مردم باری دیگر به دین زرتشت پناه بردند تا آن جا که نمایندگان و مبلغان دین اسلام از طرف امام جعفر صادق توانستند با ایجاد گرمی و محبت در بین مردم آنان را به اسلام و مذهب شیعه بگروایند و بدین دلیل مذهب مردم مسلمان ساری از همان ابتدا شیعه بوده و است؛ در سال ۱۳۶ ه.ق. ملامجدالدین از طرف امام صادق به ساری آمد و پس از آن حضرت یحیی پور یحیی و حضرت سجاد و حضرت عباس از فرزندان امام موسی کاظم به ساری آمدند و در بین مردمان زندگی کردند و در این دیار درگذشتند.
کارن کبیر؛ پادشاه طبرستان
ساری زمانی تحت فرمانروایی اسپهبد قارن (کارن) بود و به دلیل افتخارات بزرگی که او برای طبرستان آورد پس از گذشت چندین قرن هنوز از خاطره ها بیرون نرفته و یکی از خیابان های ساری به پاس زحمات بزرگ او بدین نام است(خیابان قارن که در مرکز شهر ساری قرار دارد و از پر رونق ترین نقاط ساری است) و پس از آن مازیار پور قارن حکومت کرد که او نیز مردی بزرگ بود و اقدامات نیک وی هنوز هم پابرجاست، سپس حاکمان منصوب یعقوب لیث صفاری و امیر اسماعیل سامانی تا سال ۲۹۸ در ساری حکمرانی کردند تاآنکه در آن سال روس ها ساری را به آتش کشاندند و پس از آن حکومت در دست آل زیار که اهل تسنن بودند و آل بویه که اهل تشیع بودند قرار گرفت تا سال ۴۲۶ که سلطان محمود غزنوی به ساری آمد و بسیاری از شهر را ویران نمود و آخرین نماینده غزنویان در ساری (رستم شاه غازی) تا به سال ۵۵۸ حکمرانی کرد، اومدرسه مرقدعلاءالدوله ( همان جایی که هم اکنون مسجد شاه غازی واقع است) را تجدید بنا نمود. بهنگام حمله مغول حسام الدین اردشیر از سلسله کینخواریه بجهت آنکه بتواند در برابر مغول ها مقاومت نماید پایتخت خویش را از ساری به آمل برد؛ پس از مغول ها مرعشیان که در اصل عرب بودند بر ساری حکم رانی کردند تا سال ۷۹۵ ه.ق. که تیمور به ساری حمله کرد و دستور قتل عام مردم را صادر نمود و با خاک یکسان کرد. پس از مرگ تیمور دگربار مرعشیان آمدند و پس از آن حکمرانی ساری در میان چند خاندان بود تا آن که سلسله آل جلاویه بر سرکار آمدند.
ساری در دوره صفوی
 
شاه عباس صفوی بدلیل آن که از طرف مادر مازندرانی بود علاقه فراوانی به آباد کردن مازندران داشت و او دهکده طاهان در شمال شهر و نزدیکی ساحل دریا را شهر کرد و آن را مرکز مازندران کرد؛ پیتر دلاواله جهانگرد معروف ایتالیایی که به سال ۱۰۲۵ ه.ق. ساری را دید و یک شب در آن اقامت گزید درباره ساری چنین نگاشته است: « ساری حصار ندارد و تا چشم می‌بیند باغ های میوه و خصوصا مرکبات در آن بسیار فراوان است جالب آن جاست که سقف بسیاری از خانه ها مرکب از ساقه خشک غلات و گل مال است و فقط برخی از خانه ها سقف سفالی دارند، مردمانی بسیار مهربان دارد و آنان کمال لطف و محبت را نسبت به من روا داشتند؛ فردای آن روز به قصد عزیمت به فرح آباد که شاه در آن جاست ساری را ترک کردیم، چهار فرسنگ بین ساری و فرح آباد راه بود و فرح آباد با دریا دو مایل فاصله داشت و در میان راه اثرات درختان تازه قطع شده را می‌دیدیم و کارگران مشغول سنگ فرش جاده بودند وقتی به فرح آباد رسیدیم خبردار شدیم که شاه در آن جا نیست و شاه که نمی‌تواند در یک مکان ثابت بماند به دو فرسنگی غرب فرح آباد رفته بود.» و اما فرح آباد آن شهر زیبایی که شاه عباس بنا کرد عمر زیادی نداشت و در حمله شبانه روسها به آتش کشیده شد و پس از آن ساری باری دیگر مرکز مازندران گردید؛ پس از قتل نادرشاه، محمد حسن خان قاجار که توانست حکومت مازندران را به دست گیرد دستور داد تا از استرآباد تا شهسوار راه سنگ فرش را تعمیر کنند و او پلی بروی تجن کشید که به پل محمدحسنخانی مشهور گشت البته بعدها در اثرزلزله خراب شد ولی بخشی از ستون های پل مخروبه هنوز هم در کنار پل فعلی تجن باقی است.
 


موضوعات مرتبط: معرفی شهرستان ساری، تاریخچه شهرستان ساری
[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 21:5 ] [ ساروی ]

ساری، مركز استان مازندران است كه مهم ترين منطقه‌ي استان به شمار آمده و يكي از جذاب‌ترين و زيباترين مناطق شمالي كشور ايران محسوب مي‌شود. بناي اوليه اين منطقه را به طوس نوذر نسبت می‌دهند كه در قرن اول هجری به دست فرخان بن دابويه از ملوك گاوباره تجديد بنا شده است. شهرستان ساري از طبيعتي گيرا، جذاب و بسيار ارزشمند برخوردار بوده و همواره مورد نظر حكام محلي قرار داشته است. به همين لحاظ عمارت‌ها و كاخ‌هاي قديمي در كنارطبيعت جذاب اين منطقه مهم ترين بناهاي ديدني اين منطقه را تشكيل مي‌دهند. اساس اقتصاد اين منطقه را كشاورزي، دام‌داري و صنايع دستي تشكيل مي‌دهند. ازمهم ترين صنايع دستی ساری می توان حصيربافی، قالی‌بافی، گليم‌بافی، ابريشم‌بافی، پارچه بافی، ظروف سفالی، ظروف چوبی، مجسمه‌های‌چوبی، زيلو و جاجيم بافی رانام برد. سواحل زيباي درياي مازندران، آبشارداراب كلا، پارك جنگلی ميرزا كوچك خان، پارك‌جنگلی شهيدزارع، پناه‌گاه حيات وحش دست تاز،رودخانه‌هاي متعدد،غارهيلدو ومجموعه تالابی سراندون و بالندون مهم ترين مناطق طبيعي و ديدني اين منطقه راتشكيل مي‌دهند. آب انبار ميرزا مهدی، آب انبار نو، امام زاده عباس، امام زاده يحيی، امام زاده های قاسم، ‌گنبد سرت، فخرالدين،امام زاده عيسی بن كاظم و بقعه شاطرگنبد ، برج رسكت، برج سلطان زين العابدين و مجموعه كاخ هاي فرح آباد نيز از جمله مهم‌ترين مكان‌هاي تاريخي و ديدني اين منطقه به شمار مي‌آيند.

مکان های دیدنی و تاریخی
آبشار داراب كلا : روستای آبكا ساری
پارك جنگلی ميرزا كوچك خان : ساری
پارك جنگلی شهيد زارع : مجاور پناه گاه حيات وحش
پناه گاه حيات وحش دست تاز : ساری
غارهيلدو: روستای شوراب ساری
مجموعه تالابی سراندون و بالندون : 25 كيلومتری ساری به طرف بابلسر
آب انبار ميرزا مهدی : ساری
آب انبار نو : محله نوانبار ساری
امام زاده عباس : ساری
امام زاده يحيی : ساری
امام زاده های قاسم، ‌گنبد سرت، فخرالدين : ساری
امام زاده عيسی بن كاظم و بقعه شاطرگنبد : ساری
برج رسكت : بخش دو دانگه ساری
برج سلطان زين العابدين : ساری
مجموعه صفوی فرح آباد : 28 كيلومتری شمال ساری 

 
صنايع و معادن
در شهرستان ساري صنايع رونق زيادي دارند. ازعمده ترين صنايع شهرستان ساری می توان: صنايع غذايی، صنايع چاپ و انتشار، صنايع اشياء كائوچويی، صنايع تهيه اشياء‌ فلزی، صنايع نساجی، صنايع چوب، صنايع چرم سازی، صنايع شيميايی، صنايع غير فلزی معدنی، پنبه، روغن‌نباتی، آرد، شير پاستوريزه و مشتقات آن را نام برد.از معادن اين منطقه اطلاعات مستندي در دست ما نيست.  


کشاورزی و دام داری
كشاورزي و دام‌داري اساس اقتصاد مردمان منطقه ساري را تشكيل مي‌دهند. ساری به علت خاك حاصل خيز و آب كافی از كشاورزی خوبی برخوردار است. آب كشاورزی از رودخانه ها، چشمه ها دره ها و چاه‌هاي ژرف تأمين می‌شوند. محصولات عمده كشاورزی اين شهرستان گندم، جو، ‌برنج، پنبه، توتون، ذرت، تره بار، مركبات و دانه های روغنی است. به علت مجاورت با دريا محصولات دريايی اين شهرستان نيز قابل توجه بوده و ماهي‌گيری در اين شهرستان نيز از‌رونق‌بالايي برخوردار است. برنج، ‌پنبه، ‌گندم، روغن نباتی، توتون، مركبات، ‌تره بار، توليدات پلاستيكی، مصنوعات چوبی و ماهی صادرات شهرستان ساری را تشکيل می دهند.  


مشخصات جغرافيايي
ساری درجلگه پهناوری قرار دارد كه از سوی شمال در 38 كيلومتری دريای مازندران و از سوی جنوب در 25 كيلومتری كوه های البرز واقع است. مركز شهرستان ساری، در270 كيلومتری شمال خاوری تهران و در مسير راه اصلی تهران – گرگان واقع شده است. ساری از نظر جغرافيايی در 53 درجه و 5 دقيقه ی درازای خاوری و 36 درجه و 34 دقيقه‌ی پهنای شمالی و 40 متری از سطح دريا قرار دارد و از شمال به دريای مازندران، از جنوب به كوه های البرز، از خاور به شهرستان نكا و بهشهر و از باختر به شهرستان های جويبار و قائم شهر و سوادكوه محدود می‌شود. رود تجن از خاورساری گذشته و با ادامه جهت به سوی شمال در نزديكی فرح آباد به دريای مازندران می پيوندد. از آن جا که ساری مركز استان بوده و راه آهن سراسری تهران – بندرتركمن از جنوب آن می گذرد، گسترش فراوانی يافته است.ساری از شمال خاوری به استان خراسان، از باختر به سوادكوه، جويبار و قائم‌شهر ‌و از جنوب به سمنان محدود مي‌شود. بر اساس سرشماری سال 1375جمعيت ساری بيش از 806و423 نفر بوده كه از اين رقم بيش از 882و 195 نفر جمعيت مركز شهرستان هستند.


مسيرهاي دسترسي به اين منطقه عبارتند از:
- ساری – گرگان به درازای 132 كيلومتر
- آزادراه ساری – قائم شهر به درازای 16 كيلومتر به سوی باختر و از قائم شهر دو راه اصلی، يكی به سوی جنوب جاده فيروزكوه و ديگری به باختر و جنوب باختری ساری – آمل و از آن جا جاده هراز تا تهران
- آزاد راه ساری – دريای مازندران به درازای 28 كيلومتر
- مسير ساری – چهاردانگه به سوی جنوب خاوری به درازای 70كيلومتر  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي
بنای ساری، مركز استان مازندران را به طوس نوذر نسبت می دهند كه در قرن اول هجری به دست فرخان بن دابويه از ملوك گاوباره تجديد بنا شده است. ساری بعد از «اسپهبدان» نيز تقريبا تا به امروز مركز مازندران بوده و فرمانروايان طاهری، زيدی و آل باوند تا سال 635 هجری در آن جا حكومت كرده اند. مسجد بزرگ ساری اولين بنايی بود كه مسلمين توسط ابوالخصيب، نخستين حاكم عباسی طبرستان، ‌در سنه 140 هـ . ق احداث كرده و سپس در همان جا مسجد جامع شهر را نيز بنا نمودند. بنای اين مسجد در زمان هارون الرشيد و به وسيله يحيی بن يحيی شروع و توسط مازياربن قارن تمام شد. اين شهر در سال 298 هجری توسط اقوامی كه از دريای مازندران و سواحل آن هجوم آورده بودند به آتش كشيده شد و در اوايل قرن چهارم نيز در اثر سيل صدمات بسيار ديد و خراب شد. ساری درزمان سلطان محمود خوارزم شاه و نيز بعد از آن، در حمله مغول آسيب بسيار ديد و در زمان مستوفی، شهر تقريبا ويرانه بود. حسام الدوله اردشير، در«دولت آباد» يا «اترابن» قصری ساخت كه احتمالا تپه های سنگر در دهكده های«ليمون» و«دولت آباد»، آثار خرابه های آن قصر باشند. در دوره صفويه – در زمان شاه عباس اول بناهای مهمی در ساری بنا کردند. هنگامی كه زنديه، طبرستان را فتح كردند، مركز طبرستان، از ساری به «بارفروش»( بابل كنونی) منتقل شد. در دوره آقامحمد خان قاجار (1200-1211 هـ . ق) مركز مازندران مجددا از بار فروش به ساری منتقل گرديد. به همين جهت به آبادی و عمران آن كمك شد. زلزله سال 120هـ . ق عده زيادی از سكنه آن را به ديار عدم فرستاد و شهر بيش از پيش رو به ويرانی نهاد. در دوران اخير با عبور راه آهن از كنار شهر و احداث خيابان ها و ساختمان های دولتی بار ديگر ساری رو به آبادانی نهاد و امروزه يكی از شهرهای زيبای استان مازندران و شمال كشور است.    


موضوعات مرتبط: معرفی شهرستان ساری، تاریخچه شهرستان ساری
[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 20:50 ] [ ساروی ]

شهر ساری از جمله شهرهای باستانی استان مازندران است. در نقشه های جغرافیایی زمان هخامنشیان تنها یک شهر در کنار دریای خزر مشاهده می شود و نام آن زادکارتا است ومکان تاریخی شهر زادکارتا دقیقاً با جایگاه کنونی ساری همخوانی دارد. گرچه برخی محققین بنیاد شهر ساری را از اقدامات فرخان بزرگ می دانند، ولی با مرور تاریخ مازندران می توان باور داشت که ساری کنونی بر روی لایه های شهری ساخته شده که از قرون ماقبل از اسلام مرکز ایالت شمالی ایران بوده است. ساری پایتخت فرمانفرمایان آل طاهر و پادشاهان آل علی بن حسن و محمد زید در قرن سوم و تا سال 635 هجری هم مرکز آل باوند بود. دیوارهای ساری در سال 179 هجری به وسیله عبدالملک بن مقفع مرمت شد. شهر ساری را روسها در سال 298هجری قمری آتش زدند و در سال 325 هجری قمری شهر از سیل آسیب سخت دید به طوریکه مردم آن مجبور شدند به کوهها پناه ببرند.
ساری در قرن هفتم هجری توسط مغولان صدمه بسار دید بطوریکه وقتی حمد ا.. مستوفی در مورد این شهر می نوشت این شهر تقریباً ویرانه بود. در سال 769 هجری تا 777 هجری قمری سیدکمال الدین قوام الدین مرعشی دیواری دور شهر ساخت و آنرا با خندقی عمیق محصور کرد. و در درون دیوار قله ای و قصری بر پا ساخت و شهر را دوباره بنا کرد. در سنه 795 هجری قمری لشکر امیر تیمور شهر را غارت کردند و فاتح مزبور به قتل عام اهالی فرمان داد و شهر در دوره حاکم جدید که جمشید بن قارن غوری نام داشت از لطمه بهبود یافت و پایتخت مازندران باقی ماند. بنابراین ساری از جمله شهرهایی بوده که از دوران بسیار طولانی مسکون بوده و مرکز هسته اولیه شهر ساری بافت قدیم شهر بوده است. 


موضوعات مرتبط: معرفی شهرستان ساری، تاریخچه شهرستان ساری، جغرافیای شهرستان ساری
[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 19:7 ] [ ساروی ]

درباره شهرستان ساری شهرستان ساری از شمال به دریای مازندران، از مشرق به شهرستان نکاء از جنوب به استان سمنان و از مغرب به شهرستان های جویبار قادم شهر و سواد کوه محدود است. ساری مرکز استان مازندران از جمله شهرهای بزرگ طبرستان و مرکز فرمانروایی اسپهبدان بود. دکتر « سید حسن حجازی کناری » در کتاب « نام های باستانی مازندران »، ساری را محل سکونت گروهی از آریایی های مهاجر می داند و معتقد است به حدس نزدیک به یقین ساری باید کلمه ای به صورت سری آریه یا( ساآریه) بوده باشد. این دو نام ، در زبان فارسی به ترتیب سروری کردن = آسودن گاه = آسایشگاه = محل استقرار و آسودن معنی می دهد . عبارت دیگر ساری محل استقرار و آسایش آریایی ها بوده و همین نام طی هزاران سال به صورت ساری در آمده است.با تسلط سلوکیان و تحت تاثیر فرهنگ یونانی ساری به سیرینکس بدل شد. سکه هایی از زمان اشکانیان با ضرب سیرینکس باقی مانده از این ایام است. در زمان سلسله ساسانی سیرینکس به سارویه و بعد از سقوط این دولت و ورود اعراب به ساریه و بعد از قرن چهارم به ساری تغییر نام یافت. مقدسی در سال 375 ه.ق. درمورد شهر سارویه می نویسد: محل پرجمعیتی است که در آنجا پارچه فراوان می بافند و بازارهای آن مشهور بود. دارای حصار کوچک و خندقی بود و یک مسجد جامع داشت. شهر ساری در طول تاریخ صدمات فراوان دید که غارت شهر در زمان سلطان محمد خوارزمشاه و حمله مغولان از آن جمله است . لشکریان امیر تیمور تمام شهر را ویران و مردم آن را قتل عام کردند. این شهر در طول تاریخ خود به ویژه دوره اسلامی همواره مرکز سیاسی و اداری مازندران بود.


موضوعات مرتبط: معرفی شهرستان ساری، تاریخچه شهرستان ساری
[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 19:6 ] [ ساروی ]

موقعیت جغرافیایی
شهرستان ساری از شمال و شمل شرقی به دریای مازندران و شهرستان بهشهر،از جنوب و جنوب شرقی به رشته کوههای البرز و استان سمنان،از مشرق به شهرستان بهشهر و نکا و از مغرب به شهرستانهای قائم شهر،سواد کوه و جویبار محدود است
جمعیت
بر اساس سرشماری سال 1375،شهرستان ساری حدود424هزار نفر بوده که تقریباً47 درصد آن شهر نشین و بقیه روستا نشین بوده اند
تقسیمات ----------
برابر آخرین تقسیمات ---------- کشور،شهرستان ساری از چهار بخش،شامل(مرکزی،چهار دانگه،میانرود و دودانگه) و چهار دهستان تشکیل شده است.شهر ساری مرکز استان مازندران،از نظر اداری و بازرگانی نقش مهمی در سطح استان دارد
سابقه تاریخی و جاذبه های جهانگردی
شهر ساری را در قرن اول هجری سپهبد فرخان حاکم تبرستان،به نام پسر خود سارویه،بنا کرد و پس از آن یزدبن مهلب سردار اموی این شهر را ویران کرد.منصور،خلیفه عباسی،شهر ساری را فتح کرد و مسجدی در آن بنا نمود.از آن پس،ساری مرکز سادات زندیه و مرعشی گردید.در سال 260 هجری قمری،یعقوب لیس صفاری این شهر را تصرف کرد.سپس شهر به دست اسماعیل سامانی افتاد و زمانی هم آل زیار و آل بویه به ساری دست یافتند در 424 هجری قمری محمود غزنوی وارد ساری شد.سپس مرعشیان بر ساری مسلط شدند ودر سال795تیمور لنگ مردم مازندران و از جمله مردم ساری را قتل عام نمود و بعد ها در زمان صفویه،بناهایی در شهر ساری ساخته شد.مهمترین آثار تاریخی و اماکن مذهبی این شهرستان،مقبره ملا المجد الدین،امامزاده یحیی،امامزاده عباس،مسجد جامع و بناهای خزر آباد(مربوط به دوره صفویه) و قلعه مازیار در چهار دانگه است
جاذبه های شهرستان ساری،بیشتر به خاطر مرکز استان بودن،سواحل دریای مازندران،دشت ناز ساری و جنگلهای سرسبز است


موضوعات مرتبط: معرفی شهرستان ساری، جغرافیای شهرستان ساری
[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 19:4 ] [ ساروی ]
درباره وبلاگ

لینک های مفید
امکانات وب